| امتحانی بزرگ |
|
|
|
| نوشته شده توسط Administrator |
| جمعه ، ۶ آبان ۱۳۹۰ ، ۱۳:۱۷ |
|
امروز، روز وفات امام محمد تقی، جواد الائمه است. بهر طریق هر یک از ائمه معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) شاخه ای از درخت تناور ولایت و امامت بوده و می باشند که در عین تفاوت، همگی نوری واحد بوده و می باشند. اما نکته ای در خصوص امام جواد علیه السلام، از دید اینجانب بسیار قابل تامل و تفکر می باشد. بارها و بارها وقتی به این نکته فکر نموده ام، بر خود لرزیده و از خدای متعال طلب عاقبت به خیری نموده ام. می دانید که امام جواد (سلام الله علیه) جوان ترین امام در بین ائمه طاهرین بوده اند: هم از لحاظ سن عهده دار شدن مسئولیت امامت که 8 سالگی بوده است و هم از لحاظ سن شهادت که در 25 سالگی و بدست همسر خائن ایشان، صورت گرفته است. از شباهت شهادت ایشان به شهادت حضرت امام حسن مجتبی (علیه السلام) که در اوج مظلومیت و به دست همسر ایشان صورت گرفته که بگذریم، نکته بسیار جالب سن رسیدن ایشان به امامت یعنی 8 سالگی می باشد. دوست دارم تا هر کدام از مخاطبین این پست از خود بپرسند که هنگامی که به آنان گفته می شود که باید از یک کودک 8 ساله (تکرار می کنم 8 ساله) اطاعت محض کنید و او بر جان و مال و ناموس خود مقدم دارید، به شما چه حالی دست می دهد؟؟؟؟ در چنین لحظه ای چه چیزی در ذهن شما خواهد گذشت؟؟ آیا بدون معطلی خواهیم پذیرفت؟ با کمی مکث و تامل خواهیم پذیرفت؟ یا اینکه همانند عده ای خواهیم گفت که این موضوع خلاف عقل (!!!!!!) است و حتما از آن شانه خالی خواهیم کرد؟ مگر می شود که یک کودک 8 ساله تمام مقدرات یک جامعه اسلامی را به عهده بگیرد؟ مگر کس دیگری را خدا نمی توانست امام بر جامعه مسلمین قرار دهد و .... سوای از اینکه شما به کدامیک از سیاق بالا جواب این مسئله را خواهید داد، توجه شما را به چند نکته جلب می کنم: 1) حتما قضیه آن صحابی امام صادق را که به فرمان آن حضرت به داخل تنور روشن رفته و بعد از مدتی سالم بیرون آمد را شنیده اید. هنگامی که شیعیان آن حضرت به ایشان اصرار می کردند که بر علیه حکومت قیام کنند و ایشان از این امر استنکاف می ورزیدند، این واقعه رخ داد و امام رو به آن شیعیان فرمودند که اگر ده نفر مانند این فرد در بین شما بود، حتما قیام می کردم !!! به عقیده من آن کسانی یاران تنوری و عصای دست ائمه معصومین خواهند بود و که یاران تنوری دیده آن حضرات باشند و یارانی تنور دیده آن حضرات و بزرگانند که در اعتقادشان به ائمه معصومین، کمترین تردید در دلشان وجود ندارد و بنابر این به سئوال مطرح شده، بدون معطلی جواب مثبت خواهند داد! حتی اگر آن را بر خلاف عقل ناقص خویش ببینند .... 2) اما در صورتی که از تردید کنندگان باشیم، یعنی آن کسانی که با تامل و تردید به پرسش مطرح شده جواب مثبت می دهند، آنگاه خیلی باید مراقب باشیم. باید حواسمان باشد که در زمان واقعه عاشورا و ماجرای شهادت امام حسین سلام الله علیه، بخشی از آنانی که در بوجود آمدن این واقعه و مصیبت دیدن آن امام حمام نقش داشتند، همان تردید کنندگان در یاری دادن به ایشان و ساکتین در برابر جنایت کاران زمان بود. باید بدانیم که عمل نکردن در زمان درست و زمان نیاز، می تواند منجر به بر سر نیزه رفتن سر مطهر فرزند پیامبر گردد. پس باید حواس جمع بود تا در جواب سئوال در جمع مرددین و شک کنندگان هم نباشیم. 3) اما امان از عقل! عقلی که مصلحت اندیش است و فقط به ضوابط و بنای این دنیا تکیه دارد و بر اساس آن تصمیم می گیرد! عقلی که امام بودن را مشروط به سن می داند و قدرت و اراده خداوند متعال و تدبیر او را فراموش می کند! عقلی را که فقط آنچه را که با خودش جور در بیاید می پذیرد و ماورای آن را انکار می کند. عقلی که فرمایش پیامبر در لحظات آخر عمر شریفش را هذیان می داند و مانع مکتوب شدن آن می شود! عقلی که انتخاب مردم را بر انتصاب خداوند متعال ترجیح می دهد! عقلی که اشرافی گری را بر عدالت ترجیح می دهد! عقلی که .... به شخصه خیلی از مواقع ترجیح می دهم عقلی نداشته باشم تا جزو افرادی که بر شمرده شد نباشم. ولی چه سود! عقلی که باید روشن کننده راه برای رسیدن به مظلوب باشد، تبدیل به حجاب می شود و مانع از وصول به آن! عقلی می گوید که نمی توان از بچه ای 8 ساله تبعیت کرده و او را امام قرار داد! اما عقل یادش رفته که فوق همه این حرف ها اراده موجودی بنام خداست که هر آنچه که بخواهد می شود: ان الله علی کل شی قدیر! والسلام |
| آخرین به روز رسانی در جمعه ، ۶ آبان ۱۳۹۰ ، ۱۳:۴۶ |