شاه بیت شهید مطهری در تعریف و تمثیل بصیرت PDF پرینت ایمیل
نوشته شده توسط Administrator   
يكشنبه ، ۲۲ آذر ۱۳۸۸ ، ۲۱:۵۳

انشعاب اسلامی از اينجا به وجود آمد كه يك دسته كه‏ فقط ظاهر را می‏نگريستند و ديدشان آنقدر تيز بين نبود و عمق نداشت كه باطن و حقيقت هر واقعه‏ای را نيز ببينند . ظاهر را می‏ديدند و در همه جا حمل به صحت می‏كردند . می‏گفتند عده‏ای از بزرگان‏ صحابه و پيرمردها و سابقه‏دارهای اسلام راهی را رفته‏اند و نمی‏توان گفت‏ اشتباه كرده‏اند . اما دسته ديگر كه اقليت بودند در همان هنگام می‏گفتند شخصيتها تا آن وقت پيش ما احترام دارند كه به حقيقت احترام بگذارند .


اما آنجا كه می‏بينيم اصول اسلامی به دست همين سابقه‏دارها پايمال می‏شود ، ديگر احترامی ندارند . ما طرفدار اصوليم نه طرفدار شخصيتها . تشيع با اين‏ روح به وجود آمده است . ما وقتی در تاريخ اسلام به سراغ سلمان فارسی و ابوذر غفاری و مقداد كندی‏ و عمار ياسر و امثال آنان می‏رويم و می‏خواهيم ببينيم چه چيز آنها را وادار كرد كه دور علی را بگيرند و اكثريت را رها كنند ؟ ، می‏بينيم آنها مردمی‏ بودند اصولی و اصول شناس ، هم ديندار و هم دين شناس . می‏گفتند ما نبايد درك و فكر خويش را به دست ديگران بسپريم و وقتی آنها اشتباه كردند ما نيز اشتباه كنيم . و در حقيقت روح آنان روحی بود كه اصول و حقايق بر آن‏ حكومت می‏كرد نه اشخاص و شخصيتها !
ما الان كه علی و عمار و اويس قرنی و ديگران را با عايشه و زبير و طلحه‏ روبرو می‏بينيم ، مردد نمی‏شويم چون خيال می‏كنيم دسته دوم مردمی جنايت‏ سيما بودند يعنی آثار جنايت و خيانت از چهره‏شان هويدا بود و با نگاه به‏ قيافه‏ها و چهره‏های آنان حدس زده می‏شد كه اهل آتشند . اما اگر در آن زمان‏ می‏زيستيم و سوابق آنان را از نزديك می‏ديديم شايد از ترديد مصون‏ نمی‏مانديم. بايد حقشناس و باطل شناس باشی نه اشخاص و شخصيت شناس ، افراد را - خواه شخصيتهای بزرگ و خواه شخصيتهای كوچك - با حق مقايسه كنی .
اگر با آن منطبق شدند شخصيتشان را بپذيری و الا نه . در حقيقت، شيعه مولود يك بينش مخصوص و اهميت دادن به اصول اسلامی است نه به افراد و اشخاص. منطق اكثريت اين بود كه راه بزرگان و مشايخ اينست و بزرگان اشتباه‏ نمی‏كنند و ما راه آنان را می‏رويم . منطق آن اقليت اين بود كه آنچه‏ اشتباه نمی‏كند حقيقت است بزرگان بايد خود را بر حقيقت تطبيق دهند . از اينجا معلوم می‏شود چقدر فراوانند افرادی كه شعارشان شعار تشيع است‏ و اما روحشان روح تشيع نيست . مسير تشيع همانند روح آن ، تشخيص حقيقت و تعقيب آن است و از بزرگترين اثرات آن جذب و دفع است. دفع و جذبی از سنخ جاذبه و دافعه علی ، زيرا شيعه يعنی‏ كُپيه‏ای از سيرتهای علی ، شيعه نيز بايد مانند علی دو نيروئی باشد .(1)
-------------
(1) : جاذبه و دافعه علي (ع) – ص 134 تا 137

آخرین به روز رسانی در يكشنبه ، ۲۲ آذر ۱۳۸۸ ، ۲۱:۵۹
 
2009© S.Alireza Hashemi Golpayegani