|
بیاد دارم که در روزگارانی نه چندان دور, عبارت یا واژه "ژاپن اسلامی" موضوعی بود که توسط دولت مردان, عمدتا در دولت سازندگی و البته بعدها در دولت اصلاحات تبلیغ می گردید. بسیاری از صاحب نظران و تئوریسین های توسعه کشور, هنگامی که قصد داشتند تا غایت آمال و آرزوهایشان در طراحی فرآیند توسعه کشور را به مخاطب بیان نمایند, از این عبارت استفاده می نمودند. اگر چه بعدها به دلیل تغییر در شرایط اقتصادی دنیا این واژه نیز عمرش را به من و شما داد (!!!) ولی از آن منظر که بفهمیم ته ذهن بعضی ها برای هدایت انقلاب و نظام اسلامی, که حاصل جانفشانی صدها هزار شهید و ایثارگر بوده و به دست من و شما و البته خیلی های دیگر به امانت سپرده شده, چیست که چه می گذرد, بد نیست کنکاش و تفسیری از آنچه که از این عبارت می توان دریافت داشته باشیم.
برای خیلی به فکرتان این مسئله , که اینجانب خیلی برای خودم خیال بافی می کنم, خطور نکند بد نیست یک سری به این خبر بزنید تا ببینیدخیلی هم مسئله پر بیراه نیست! 1) در ذهن اغلب ما, ژاپن بعنوان یک کشور توسعه یافته از لحاظ اقتصادی و به عبارتی یکی از غول های صنعتی دنیا به شمار می آید. خیلی وقتی می خواهند مثالی از توسعه و پیشرفت را برای مخاطبان خود بزنند, نام کشور ژاپن را بر زبان جاری می سازند و البته با این کار شاید تا حد زیادی مخاطب خود را "ناک داون" یا به فارسی خودمون ضربه فنی می کنند. به نظر نگارنده این مسئله صرفا از لحاظ اقتصادی و صنعتی و البته تا حدودی اجتماعی, بیراه نبوده و تا حدی قابل قبول است. ولی .....
2) بد نیست که گاهی اوقات در وادی سیاست خارجی و اوضاع و احوال کشورها, و صد البته برخی از آن کشورهایی که در نزد من و شما به عنوان غول اقتصادی به شمار می آیند کنکاش و غور نمائیم. مثلا همین آقا غوله خودمان, یعنی کشور ژاپن از لحاظ سیاسی به قدری ضعیف و نحیف و قابل ترحم است که گاهی اوقات آدم فکر می کند که این همه به اصطلاح پیشرفت و صنعت , احتمالا باید از کره مریخ آمده باشه!!! مثلا یکی از نکات قابل توجه, فسادهای اخلاقی و یا اقتصادی است که مسئولان رده بالا در حد وزیر یا نخست وزیر این کشور به آن مبتلا می گردند. بد نیست بدانید که در دوره ای, در عرض شش ماه سه دولت در ژاپن سر کار آمد و بعد از مدتی مجبور به استعفا شد. دلیل اصلی آن هم رو شدن فساد بخشی از اعضای دولت معرفی شده توسط رقبای ظاهری و صد البته هزاردستان ها و سرمایه داران پشت پرده بوده است.
3) از دیگر ویژگی ها و نکات قابل توجه در مورد کشور ژاپن, فاقد ارتش بودن و نداشتن ساختار دفاعی در برابر تهاجم کشور خارجی است. این موضوع در اصل بر می گردد به قرارداد تسلیم امضاء شده توسط این کشور در انتهای جنگ جهانی دوم و اینکه در آن هرگونه عملیات نظامی یا دارا بودن امکانات دفاعی , صرفا باید با مجوز آمریکا یا سایر کشورهای فاتح در جریان جنگ جهانی دوم انجام شود.
4) بخش عمده ای از سهام شرکت های بزرگ صنعتی کشور ژاپن متعلق به سرمایه داران و تراست های آمریکایی است که به وسیله سرمایه گذاری در این کشور, امنیت و رفاه خود را با تامین بخش عمده ای از احتیاجات خود از این کشور, یا بدست آوردن سود سرشار حاصل از کار و تلاش ژاپنی ها تضمین می کنند. این بدان معنی است که به محض آن که هر گونه اتفاق یا روند ناخوشایند آمریکا یا دیگر کشورهای فاتح در جنگ جهانی دوم در ژاپن رخ دهد, آنان خواهند توانست در عرض یک شب, همان بلایی را بر سر اقتصاد ژاپن بیاورند که جرج سوروس آمریکایی و یهودی, بر سر اقتصاد آسیای جنوب شرقی آسیا, یعنی کشورهای مالزی, اندونزی, سنگاپور و ... آورد.
5) سالیان سال است که مردم ژاپن بر علیه حضور آمریکائیها در کشورشان, که دارای پایگاه نظامی می باشند تظاهرات نموده و ابراز مخالفت صریح می نمایند. مهمترین دلیل آنها برای این مخالفت, تعدی و تجاوز چندین باره سربازان آمریکایی به دختران و زنان ژاپنی و هتک حرمت آنان, حتی در سنین نوجوانی بوده است. علاوه بر آن به دلیل وسعت کم کشور ژاپن این کشور از لحاظ زمین کشاورزی بسیار در مضیقه بوده و سطح نسبتا زیاد پایگاه های آمریکا در ژاپن اعتراض مردم آنان را که خواستار واگذاری این زمین ها جهت انجام کشاورزی و تامین احتیاجاتشان هستند موجب شده است. ولی این سئوال که چرا علیرغم آن همه صنعت و تکنولوژی, ژاپنیها حتی نمی توانند امنیت ناموس خود و حاکمیت سرزمین خود را در اختیار داشته و حفظ نمایند , هیچگاه جواب داده نمی شود !!!
6) در قضیه جنگ عراق, ژاپنیها به فرمان آمریکا مجبور به اعزام تعدادی از نیروهای نظامی خود به عراق شدند تا امنیت منطقه ناصریه و بخش هایی از جنوب عراق را بر عهده داشته باشند. بیاد دارم که در روزهای اول حضور این نیروها در عراق, در خبرها اعلام شد که سرفرماندهی نیروهای ژاپنی ملاقات های متعددی را با سران قبایل مختلف منطقه و بسیاری از طایفه ها داشته و حاضر شده تا به ازای عدم تهاجم و حمله آنان به نیروهای ژاپنی, مبالغ هنگفتی پول را به سران قبایل و حتی برخی عناصر القاعده پرداخت نماید !!!! خنده دار اینکه بعدها اعلام شد, برادران پست فطرت وهابی در عراق, محض تفریح (!!!) و تکمیل کلکسیون آدم کشی خود, سر چند تن از نیروهای ژاپنی را بریدند تا در کنار سر سربازان سایر ملیت ها, بعنوان مجموعه ای نفیس در نزد خود نگه دارند تا تاریخ گواه حضور سربازان ژاپنی در عراق باشد.
خلاصه آن که اگر قرار است با تبدیل شدن به ژاپن, این خصیصه ها نیز به کشور و مملکت ما عارض گردد, باید گفت " از ژاپن شدن پشیمان گشته ایم, مرحمت فرموده ما را ایران کنید !!!" . یادمان نرود که رسیدن به قلل توسعه صنعتی و اقتصادی, هیچگاه با عزت و شرف و اراده و استقلال ملت ها, علی الخصوص ملت بزرگوار و مسلمان و انقلابی ایران قابل معامله نیست. نه اینکه فکر کنید که پس ایندو معنا با هم منضادند و مثل برخی حضرات که می گفتند برای توسعه باید از برخی موارد مانند استقلال و آرمان های انقلابی گذشت, فکر کنیم. نخیر !!! اتفاقا اگر استقلال, آرمان ها و اختیار ملت ها در انتخاب راه خود مورد بهره برداری درست قرار گیرد, منجر به نتایج بسیار شکرفی در عرصه های صنعتی و اقتصادی خواهد گردید. امری که امروزه به وضوح در کشور ما, در قالب فناوری هسته ای, ماهواره و سایر فناوری ها قابل مشاهده می باشد. علاوه بر آن باید بدانیم که اسلام, بعنوان دین برتر و مورد اتفاق اغلب ایرانیان هیچگاه به پیروان خود اجازه معامله نمودن عزت و هویت و استقلال خود با هر نوع پیشرفت ظاهری, از جمله پیشرفت های صنعتی و اقتصادی را نداده است. از این رو , می توان واژه "ژاپن اسلامی" را به نوعی, یک واژه دارای تناقض درونی دانست. چرا که اسلام , یعنی آنچه که امام راحل (ره) آن را به ملت معرفی نمود, و آنان را مبتنی بر آن به حرکت وا داشت, هیچگاه اجازه دارا بودن خصائصی از کشور ژاپن را , علیرغم آن همه پیشرفت های ظاهری نخواهد داد. |